انجمنِ معتادانِ گمنام «اِن ـ اِی»

تنها هدف ما رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است.

ما را در رساندن پیام یاری کنید.

☆ انجمن معتادان گمنام «اِن ـ اِی» ؛ راه تازه‌ای برای زندگی بدون مصرف مواد مخدر

¤ تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف می باشد.

☆ رویای ما این است که: روزی هر معتادی در دنیا فرصت تجربه نمودن پیام ما را به زبان و فرهنگ خاص خود داشته باشد و شانسی برای پیدا نمودن راه تازه ‎ای برای زندگی بیابد.

◇ دعای آرامش

خداوندا، آرامشی عطا فرما

تا بپذیرم آن چه را که نمی توانم تغییر دهم،

شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می توانم،

و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.

فقط برای امروز

به خودت بگو:

◇ فقط برای امروز ، افکارم را بر بهبودی ام متمرکز خواهم کرد زندگی می کنم و بدون مصرف هیچ گونه ماده مخدری روز خوبی خواهم داشت.

◇ فقط برای امروز، به کسی در «ان ـ ای» اعتماد خواهم کرد، کسی که مرا باور دارد و می خواهد در بهبودی ام به من کمک کند.

◇ فقط برای امروز، برنامه ای خواهم داشت و سعی خواهم کرد آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهم. فقط برای امروز، به کمک «ان ـ ای» سعی خواهم کرد از زاویه بهتری به زندگی ام نگاه کنم.

◇ فقط برای امروز، ترسی نخواهم داشت و به روابط تازه ام و آنها که چیزی مصرف نمی کنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا کرده اند، فکر خواهم کرد. مادامی که این راه را دنبال کنم، از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت.

اما وقتی وارد برنامه معتادان گمنام شدیم، تصمیم گرفتیم زندگی مان را به مراقبت نیرویی برتر بسپاریم. چنین تسلیمی ما را از زیر بار سنگین گذشته و نیز ترس از آینده خلاص می کند. به این ترتیب، از دیدگاه درست تری می توانیم به موهبت «امروز» بنگریم. برگه خواندنی,فقط برای امروز,کابوس مواد مخدر,یک معتاد در حال بهبودی

ما زندگی را چنان که همین اکنون هست می پذیریم و از آن لذت می بریم. وقتی از پذیرش واقعیت امروز سر باز می زنیم، ایمان مان به آن نیروی برتر را انکار می کنیم. این کار فقط باعث می شود بیشتر رنج بکشیم.
ما یاد می گیریم که امروز موهبتی است ناپایدار. با این باور، بی اهمیت بودن گذشته و آینده، و همچنین اهمیت اعمال امروز برایمان ملموس می شود. و این، زندگی ما را ساده تر می کند.

وقتی افکارمان را بر امروز متمرکز می کنیم، کابوس مواد مخدر در پرتو ظهور واقعیتی تازه محو می شود. در می یابیم در دشواری ها می توانیم برای بیان احساسات مان، به یک معتاد در حال بهبودی دیگر اعتماد کنیم. با در میان گذاشتن گذشته مان با معتادان دیگر، متوجه می شویم که منحصر به فرد نیستیم، و پیوندهای مشترکی با یکدیگر داریم. گفت و گو با سایر اعضای «ان ـ ای»، راهی است برای تجلی آن نیروی برتر در وجود ما؛ …

روزتان پر از فرکانس های زیبای زندگی

نمیدانم کجای جهانی و در چه حس و حالی هستی
اما این را میدانم که مشکلت حل می شود…
محکم باش …با قدرت …و لبخند بزن
بدان اینکار سطح انرژی ات را متفاوت می کند
لبخندت هدیه تو باشد امروز به هر آنکس که دیدی ؛
یک لبخند معرکه….
و دائم بخوان:
من روز خارق العاده ای در پیش دارم !!
اگر در شغلی هستی که دستت میرسد تا کاری انجام دهی،
هوای مردم را داشته باش
که خدا هوایت را بهشتی می کند؛
عزیز دل
رفیق ندیده
در این لحظه برایت می خواهم تا جانت لبریز از نور شود
" شکرگزار باشید و با امید زندگی کنید. "
خدایا شکرت
روزتان پر از فرکانس های زیبای زندگی.

وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ

و هر کس را اراده کنى بر خاک مذلت قرار مى دهى» (وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ). و در یک جمله «کلید تمام خوبى ها به دست تواناى تو است، زیرا تو بر هر چیز توانائى» (بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ).

ادامه نوشته

مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ

همه چیز به خواست خداست و جز قدرت خدا قوه‌ای نیست؟

ادامه نوشته

خـــــدایا

تو را سپاس که زیبایی‌های آفرینش را ،
برای ما برگزیدی و
مواهب پاک خود را،
به سویمان روان داشتی ...

سپاس تو را که درِ تمامی نیازهای ما
را از غیر خود ببستی.

مهــــربانا ...

دستان نیازمندمان خالی به سویت بلند شده
آنها را از نعمت، رحمت و لطفت پر کن ...

دل ناآراممان را آرام کن ای آرامش دهنده‌
دلهای بیقرار
گرفتاریهای ما را برطرف بفرما
و نور ایمانت را در قلب ما منور بفرما،

ما را زیر سایه خودت قرار ده و باران
رحمتت را بر ما ببار...
آمین

علائم بیداری روحانی

«قدمها به یک بیداری روحانی منجر میشود که دارای ماهیتی روحانی است. این بیداری با تغییراتی در زندگی ما آشکار میشود.»

کتاب پایه

نحوه تشخیص بیماری اعتیاد را میدانیم. علائم آن مسلم است. افرادی که از این بیماری رنج میبرند، علاوه بر وسوسه کنترلنشدنی به مصرف مواد مخدر، رفتار خودجویانه ناشی از خودمحوری را نشان میدهند. وقتی اعتیاد ما در اوج پیشروی خود بود، مسلماً از درد بسیار زیادی رنج میبردیم. بیوقفه درباره خود و دیگران قضاوت میکردیم و بیشتر وقت خود را صرف نگرانی از نتایج یا تلاش برای کنترل آنها می کردیم.

درست همان طور که بیماری اعتیاد با علائم معینی آشکار میشود، بیداری روحانی نیز با نشانههای روشن و معینی در یک معتاد در حال بهبودی نمایان میشود. ممکن است متوجه تمایل خود به فکر کردن و عمل کردن به طور خودانگیخته، عدم علاقه به قضاوت کردن درباره اعمال دیگران یا تفسیر اعمال آنها، توانایی بیچون و چرا برای لذت بردن از هر لحظه و بروز لبخند به طور مکرر شویم.

اگر در فردی علائم بیداری روحانی را مشاهده کنیم، باید آگاه باشیم این بیداریها سرایتپذیر هستند. بهترین اقدام ما نزدیک شدن به این افراد است. وقتی به تدریج صحنههای تأثیرگذار و مکرر سپاسگزاری، تمایل به دریافت ابراز عشق از سوی اعضای انجمن و میل شدید به جبران این عشق را تجربه میکنیم، متوجه میشویم که ما نیز بیداری روحانی پیدا کرده ایم.

فقط برای امروز: شدیدترین تمایل من، بیداری روحانی است. به علائم آن توجه میکنم و از تشخیص آنها شادمان می شوم.

رهایی از انزوا


«خود را مشغول انجام دادن و لذت بردن از کارهایی مییابیم که هرگز تصور نمیکردیم انجام دهیم.»

کتاب پایه

اعتیاد فعال به دلایل بسیاری ما را منزوی نگاه داشت. در ابتدا، از خانواده و دوستان دوری کردیم تا متوجه مصرف ما نشوند. برخی از ما از همه افراد غیر معتاد به دلیل ترس از واکنش شدید اخلاقی و پیامدهای قانونی دوری کردیم. افرادی را که به همراه خانواده تفریحات "عادی" داشتند، تحقیر کردیم؛ آنها را افرادی "نچسب" خواندیم و معتقد بودیم هرگز نمیتوانیم از خوشیهای ساده زندگی لذت ببریم. سرانجام حتی از سایر معتادان هم دوری کردیم، چون نمیخواستیم مواد مخدر خود را تقسیم کنیم. زندگی ما محدودتر شد و دغدغههای ما به حفظ روزانه بیماری خود محدود شد.

امروز، زندگی ما خیلی پربارتر است. از انجام فعالیت با سایرمعتادان در حال بهبودی لذت میبریم. برای خانوادههای خود وقت صرف میکنیم. سرگرمیهای بسیار زیادی پیدا کردهایم که به ما لذت میدهند. چقدر با گذشته فرق میکند! میتوانیم مانند افراد "عادی" که زمانی آنها را سرزنش میکردیم زندگی پرثمری داشته باشیم. لذت بردن که یکی از هدایای بهبودی است، به زندگی ما بازگشته است.

فقط برای امروز: میتوانم از روال ساده زندگی روزمره لذت ببرم.

قدم نهم : جبران خسارت_ حفظ سادگی آن

«از چنین افرادی در صورت امکان مستقیماً جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که انجام این کار به آنها یا دیگران لطمه میزد.»


در هر رابطه ای همیشه به کارها همان طور که انتظار داریم، رسیدگی نمیکنیم. اما با انجام اشتباه، دوستیها نباید به پایان برسد؛ در عوض، میتوانیم جبران خسارت کنیم. اگر صادقانه مایل به پذیرفتن مسئولیتهای مرتبط با رابطه دوستی و جبران خسارات وارده باشیم، این دوستیها میتواند مستحکمتر و پربارتر از همیشه باشد.

جبران خسارت ساده است. به سراغ فردی که به او صدمه زدهایم میرویم و میگوییم: «من اشتباه کردم.» گاهی اوقات به مورد اشتباه خود مستقیماً اشاره نمیکنیم و از اقرار نقش خود در امر مربوطه خودداری میکنیم. اما این کار مقصود قدم نهم را بیاثر میکند. برای جبران خسارت مؤثر، باید آن را ساده حفظ کنیم؛ نقش خود را اقرار میکنیم و تا همین حد کفایت می کنیم.

مواقعی هست که دوستان ما جبران خسارت را قبول نمیکنند. شاید آنها به زمان نیاز دارند تا آنچه رخ داده را حلاجی کنند. اگر این چنین باشد، باید به آنها این زمان را بدهیم. از این گذشته، این ما بودیم که اشتباه کردیم، نه آنها. ما سهم خود را انجام دادهایم؛ باقی آن از دست ما خارج است.

فقط برای امروز: می خواهم دوست وظیفه شناسی باشم. در هنگام جبران خسارت سعی میکنم آن را ساده حفظ کنم.

چه باید کرد؟

یکی از مشکلات ما این است که آموخته ایم تغییر دادن دیدمان نسبت به واقعیات، به مراتب آسان تر از تغییر دادن واقعیات است..
ما باید ازاین طرز تفکر قدیمی دست بر داریم. ما باید بااین حقیقت روبرو شویم که زندگی و واقعیات چه ما بخواهیم وچه نخواهیم بجلو می روند.
ما فقط می توانیم طریقه واکنش هایمان وهمچنین دیدی را که نسبت به خود داریم تغییر دهیم. ما باید بپذیریم که تغییرات تدریجأ پدید می آیندو بهبودی، یک جریان مداوم و استمراری است...


کتاب پایه فصل (چه باید کرد؟) ص ۵۵

◇  قدم چهارم  : ترس          


«وقتی به این قدم میرسیم، اکثر ما میترسیم هیولایی در ما وجود داشته باشد که اگر آزادش کنیم، ما را نابود خواهد کرد.»

کتاب پایه

اکثر ما از نگاه کردن به خود و بررسی درون خود واهمه داریم. میترسیم اگر اعمال و انگیزههای خود را بررسی کنیم، با جهنم سیاهی از غرور و تنفر مواجه شویم. اما وقتی قدم چهارم را برمیداریم، درمییابیم این واهمهها توجیهی ندارند. ما نیز مانند هر کس دیگر انسان هستیم—نه بیش و نه کم.

شخصیت همه ما ویژگیهایی دارد که به طور خاص به آنها افتخار نمیکنیم. در یک روز بد شاید فکر کنیم خطاهای ما بدتر از خطاهای دیگران است. در لحظاتی، اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم. انگیزههای خود را زیر سؤال میبریم. شاید حتی هستی خود را نیز زیر سؤال ببریم. اما اگر بتوانیم ذهن اعضای انجمن را بخوانیم، متوجه همان کشمکشها خواهیم شد. ما از دیگران بهتر یا بدتر نیستیم. 

فقط میتوانیم آنچه را اذعان و درک میکنیم، تغییر دهیم. به جای اینکه به ترس خود از آنچه در درون ما مدفون شده، ادامه دهیم، میتوانیم آن را آشکار کنیم. دیگر وحشتزده نیستیم و بهبودی ما در روشنایی کامل آگاهی از خویشتن شکوفا میشود.

فقط برای امروز: از آنچه نمیدانم، نمیترسم. ترسهای خود را آشکار میکنم و میگذارم ناپدید شوند.

◇ عادتهای ناسالم

عموم کودکان تا سن هشت سالگی با افکار و رفتارهای کودکانه امور خودشان را راه می اندازند و چون مهارتهای زندگی را هنوز نیاموخته اند مسلما کسی ایرادی از وجود این عادتها نمیگیرد و یک امر کاملا عادی است تا اینک کودکان دو دسته و گروه میشوند کودکان سالم و نرمال که عادتها را کنار گذاشته و مهارتهای زندگی را جایگزین عادتها کرده و در مسیر همبستگی و دلبستگی وارد مرحله نوجوانی و جوانی و میانسالی میشوند و گروه دوم بدلیل نیاموختن مهارتهای زندگی مجبور میشوند همان عادتهای دوران کودکی را در نوجوانی و جوانی و میانسالی و کهنسالی هم بکار بگیرند و دیگر ان افکار و رفتارهای کودکانه قادر به اداره کردن درست و سالم زندگیشان نخواهد بود و این کودکان به عنوان کودکان بزرگسال قادر به اداره زندگی در بزرگسالی نخواهند بود و همه افکار و رفتارشان ناسالم و کودکانه خواهد بود. مسلما در دوران نوجوانی و جوانی هم بسراغ رفتارهای ناسالم جدیدتری خواهند بود که بعنوان عادت های ناسالمی که با عادتهای کودکانه کاملا فرق دارند و در شرایطی خیلی خطرناک انجام خواهند داد مانند خشم که منجر به ضرب و شتم و دزدی و ناصادقی و نادرستی روابط جنسی و دوبهم زنی و مصرف الکل و سیگار و فروش موادمخدر و فرار از مدرسه و تنبلی و بیکاری و خلاف و مفتخوری و شرارت و چاقو کشی و زوذرگیری و تهمت زدن و قتل و غارت و قمار بازی و شرطبندی و عادتهای ناسالم دیگری که زندگی خود و دیگران را به خطر خواهند انداخت.
عادتها ، بی‌رحم‌ترين زهر زندگی‌ست. زيرا پنهانی و در نااگاهی و آهسته وارد افکار و رفتارهای ما می‌شود ، در سكوت و حمایت بیماری ما، كم‌كم رشد می‌كند و از بی‌خبری ما سيراب می‌شود و وقتی كشف می‌كنيم كه چطور مسموم ِ آن شده‌ايم ، می‌‌بينيم كه هر ذرۀ بدن‌مان با آن عجين شده است ، می‌بينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ داروئی هم درمانش نمی‌كند.
عادتی ها
یکی از مهارتهای مقابله با اعتیاد مهارت نه گفتن است.

مهارتی که بسیاری ازجوانان به دلیل ندانستن آن در دام اعتیاد

گرفتار شدند.


سالها پیش در آمریکا انجمنی بنام "فقط بگو نه" تشکیل شد که

وظیفه این انجمن آموزش دادن به کسانی بود که با گفتن کلمه نه

مشکل داشتن و برای اولین بار با ناهنجاریهای اجتماعی روبرو

می شدند. وظیفه این انجمن این بود که چنانچه فردی برای

اولین بار توسط دوست؛خانواده؛همکار ویاهر شخص دیگری

دعوت به استفاده از مواد مخدر؛مشروبات الکلی؛سیگارو یا

هرگونه نا هنجاری وخلافی می شد براحتی از کلمه "نه"

استفاده می کرد وبه دلیل یاد گیری این مهارت از بسیاری از

ناهنجاری های اجتماعی مصون می ماندند...

سالها بعد این انجمن اقدام به گرفتن تراز و ارایه گزارش وآمار

نمود و مشخص گردید کسانی که از اصول این انجمن استفاده

کردند از بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی مصون مانده اند
" اعتیاد یک بیماری ساده نیست ، اما راه حل ساده دارد

، امروز این راه حل را در زندگی خود به کار می گیرم :

قدم های دوازده گانه بهبودی. "

( کتاب فقط برای امروز )

عدم سلامت عقل... تکرار اشتباهات

«عدم سلامت عقل، تکرار یک اشتباه و انتظار نتیجه متفاوت است.»

کتاب پایه

اشتباهات!

همه ما میدانیم مرتکب شدن آنها چه احساسی دارد. بسیاری از ما احساس میکنیم کل زندگی ما یک اشتباه بوده است. اغلب به اشتباهات خود با احساس شرمندگی و گناه و دستکم با ناکامی و بیصبری نگاه میکنیم. تمایل داریم اشتباهات را گواه بر این بدانیم که هنوز مریض، بیعقل، کودن هستیم یا آنقدر صدمه دیدهایم که نمیتوانیم بهبود پیدا کنیم.

در حقیقت، اشتباهات بخش بسیار حیاتی و مهم انسانیت هستند. در مورد افرادی که به طور خاصی لجوج هستند (مانند معتادان)، اشتباهات اغلب بهترین معلمین ما هستند. اشتباه کردن شرم نیست. در واقع، اشتباهات جدید، در اکثر مواقع تمایل ما به ریسکپذیری و رشد را نشان میدهد.

با این حال، درس گرفتن از اشتباهات سودمند است؛ تکرار اشتباهات مشابه شاید نشان از این باشد که سردرگم شدهایم. انتظار نتایج متفاوت از اشتباهات مشابه قدیمی—خب، همان چیزی است که آن را "عدم سلامت عقل" می نامیم. این کار قطعاً مؤثر نیست.

فقط برای امروز: اشتباهات، داستانهای غم انگیز نیستند. اما ای نیروی برتر، لطفاً کمکم کن از آنها درس بگیرم.

فقط برای امروز


به خودت بگو : فقط برای امروز ، افکارم را بر روی بهبودیم متمرکز خواهم کرد ، زندگی می کنم و بدون مصرف هیچگونه ماده مخدری روز خوبی خواهم داشت .

فقط برای امروز ، به کسی در معتادان گمنام اعتماد خواهم کرد ، کسی که مرا باور می کند و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند .

فقط برای امروز ، برای خود برنامه ای خواهم داشت و به بهترین شکلی که بتوانم آنرا دنبال خواهم کرد .

فقط برای امروز ، سعی خواهم کرد که به کمک انجمن ، از زاویه بهتری به زندگیم نگاه کنم .

فقط برای امروز ، ترسی نخواهم داشت . به روابط تازه ام و آنها که چیزی مصرف نمی کنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا کرده اند فکر خواهم کرد .

تا مادامی که این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت .

◇□◇ ترازنامه روزانه


١. آیا امروز پاک هستم؟
۲. آیا امروز تغییر در اعمال و رفتار خود داشته ام؟
۳. آیا امروز بیماریم زندگی مرا اداره کرد؟ اگر آری، چگونه؟
۴. امروز چه کاری کردم که حال آرزو می کنم آن را انجام نداده بودم؟
۵. امروز چه کاری نکردم که حال آرزو می کنم آن را انجام داده بودم؟
۶. آیا امروز با خود خوب بوده ام؟ چگونه؟
۷. آیا امروز روز خوبی بود؟
۸. آیا خوشحال بودم؟
۹. آیا آرامش داشتم؟
۱۰. آیا امروز با راهنمایم صحبت کرده ام؟
۱۱. آیا امروز در جلسه ای شرکت کرده ام؟ کجا؟
۱۲. آیا امروز تجربه امید و نیرویم را به مشارکت گذاشته ام؟
۱۳. افرادی که امروز در زندگی ام به آنها اعتماد دارم چه کسانی هستند؟
۱۴. چه کسانی امروز به من اعتماد دارند؟
۱۵. آیا امروز هیچ یک از نشریات معتادان گمنام را مطالعه کرده ام؟
۱۶. امروز کدام قدم را آگاهانه کار کرده ام؟
۱۷. آیا امروز به عجزم اقرار کرده ام؟
۱۸. آیا امروز توانستم به نیروی برترم اعتماد کنم؟
۱۹. امروز درباره خود چه یاد گرفتم؟
۲۰. آیا امروز با یکی از افراد برنامه تماس تلفنی یا حضوری داشته ام؟
۲۱. آیا امروز هیچ جبران خسارتی کرده ام؟
۲۲. آیا امروز جبران خسارتی بدهکارم؟
۲۳. آیا امروز اشتباه خود را برای کسی اقرار کرده ام؟
۲۴. آیا نگران دیروز یا فردا بودم؟
۲۵. آیا می توانم خود را همینطور که امروز بودم بپذیرم؟
۲۶. آیا امروز احساس می کردم که من هم جزئی از انسانیت هستم؟
۲۷. آیا گذاشتم امروز وسوسه چیزی مرا فرا گیرد؟
۲۸. آیا امروز کاری کردم که باعث آزار و صدمه به خودم یا دیگری شود؟
اگر آری، چگونه؟
۲۹. آیا امروز مایل هستم تغییر کنم؟
۳۰. آیا امروز دعا یا نیایش کردم؟
۳۱. این کار چگونه روی زندگی من تأثیر داشت؟
۳۲. امروز کدام یک از اصول روحانی را توانستم در زندگی ام به کار گیرم و تمرین کنم؟
۳۳. آیا امروز مهم ترین مسئله برایم در زندگی پاک ماندن بود؟
۳۴. آیا امروز بی آنکه انتظار داشته باشم چیزی از خود ایثار کرده ام؟
۳۵. آیا امروز در زندگی من ترس جای داشت؟
۳۶. آیا امروز شادی یا ناراحتی شدید احساس کرده ام؟
۳۷. آیا امروز برای کسی دعا کرده ام؟
۳۸. آیا امروز خوشحال بودم؟
۳۹. آیا امروز آگاهانه به خاطر داشتم که دیگر حق انتخاب دارم؟
۴۰. آیا امروز رفتار صلح جویانه ای داشته ام؟

بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ

بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ

( تکویر ۹)

ادامه نوشته

منزلِ عمو اروج

با سلام
به رسم ادب
آدرسِ منزلِ عمو اروج از تابستان ۷۱ تا کنون

.

. شماره تماس منزل...

.

هروقت از شهرِ عمو اروج عبور کردید حتما به منزلِ عمو اروج هم سربزنید
چایی اینجا همیشه تازه دمه

حالا که می روی همراهِ جاده ها

حالا که میروی همراهِ جاده ها؛ بابایی
برگرد و پس بده تنهاییِ ما را
بی خاطراتِ تو؛ بابایی
بی آرزویِ تو؛ بابایی
دل را کجا بریم
شب گریه را کجا

" بابایی"


دیگر تنها گریه حالِ مان را میداند
از عشق[ به تو ؛ بابایی] دلتنگی هایش میماند
جا ماندی آه ای دل
ای موجِ بی ساحل

ادامه نوشته

حضرتِ پدر


تو کجایی؟!
در گستره ی بی مرز این جهان
تو کجایی؟!
♡ من[ما] در دور دست ترین جایِ جهان ایستاده ام[ايم] کنارِ تو ♡

بلبل و گل

بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد

بادِ غیرت به صدش خار پریشان‌دل کرد

طوطیی را به خیالِ شکری دل خوش بود

ناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل، باطل کرد

قُرَّةُ الْعینِ من آن میوهٔ دل یادش باد

که چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد

ساروان بارِ من افتاد، خدا را مددی

که امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد

رویِ خاکیّ و نمِ چشمِ مرا خوار مدار

چرخ فیروزه طربخانه از این کَهگِل کرد

آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مهِ چرخ

در لحد، ماهِ کمان ابرویِ من منزل کرد

نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظ

چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد

ادامه نوشته

خداحافظ ای شعرِ شب هایِ روشن؛ "بابایی مون"

سلام ای غروبِ غریبانه ی دل ؛ [بابایی]
سلام ای طلوعِ سحرگاهِ رفتن ؛ [بابایی]
سلام ای غمِ لحظه های جدایی ؛ [بابایی]
☆《 خداحافظ؛ ای شعرِ شب های روشن 》☆ ؛

[بابایی]
خداحافظ؛ ای قصه ی عاشقانه ؛ [بابایی]
خداحافظ؛ ای آبیِ روشنِ عشق ؛ [بابایی]
خداحافظ؛ ای عطرِ شعرِ شبانه ؛ [بابایی]
خداحافظ؛ ای همنشینِ همیشه ؛ [بابایی مون]
خداحافظ؛ ای داغِ بر دل نشسته ؛ [بابایی]
《 تو تنها نمی مانی؛ ای مانده بی ما 》؛

[بابایی مون]
تو را می سپاریم؛ [بابایی] به دل های خسته
تو را می سپاریم؛ [بابایی] به مینای مهتاب
تو را می سپاریم؛ [بابایی] به دامانِ دریا
اگر شب نشینیم اگر شب شکسته؛
تو را می سپاریم؛ [بابایی] به رؤیای فردا
به شب می سپاریم تو را؛ [بابایی] تا نسوزد

☆《 به دل می سپاریم تو را؛ [بابایی] تا نمیرد 》☆
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد؛
خداحافظ؛ ای برگ و بارِ دلِ ما ؛ [بابایی مون]
خداحافظ؛ ای سایه سارِ همیشه ؛ [بابایی]
اگر سبز رفتی؛ [بابایی مون]… اگر زرد ماندیم
خداحافظ؛ ای نوبهارِ همیشه ؛ [بابایی مون]

ادامه نوشته

بخواب بابا...

گل پونه....
گل شب بو...
بخواب بابایی ... بخواب ای ماهِ خوبِ ما....
هوا سرد است...
ولیکن...ما...
یقین داریم در این سرما.....
خدا با دست هایِ ما برایت شال میبافد....

هوالباقی


یک سال گذشت

پدرِمان


پدر، شب هایِ هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانیِ خویش این گمان نبود


با نهایت تأسف و تأثر اولین سالگرد درگذشت
پدرِ مهربانِ مان مرحوم مغفور شادروان
¤¤¤¤¤ اروجعلی علی ¤¤¤¤¤
را به اطلاع کلیه سروران گرامی می رسانیم.


به همین مناسبت مجلس یادبودی

در روز جمعه ۱۴۰۲/۱۰/۰۸ از ساعت ۱۴ الی ۱۶ بر سر مزار ایشان واقع در آرامستان بهشت معصومه (س) قطعه ۴۶ (ر ۱۱ ش ۲۳) برگزار می گردد.

با کمال سپاس از ابراز همدردی و همدلی شما عزیزان

ادامه نوشته

یالان دنیا...

«بو دنیا فانی‌دیر، فانی»‏
‏«بو دنیاده قالان هانی؟»‏
‏«داود اوغلو سلیمانی»‏
تخت اوستوندن صالان دنیا»‏
♪♪♪
سنین بهره‌ن یئین کیم‌دیر؟ ‏
کیمینکی‌سن یییه‌ن کیم‌دیر؟‏
سنه دوغرو دئین کیم دیر؟
‏ «یالان دنیا! یالان دنیا!».‏
♪♪♪
سنی فرزانه‌لر آتدی،
قاپیب دیوانه‌لر توتدی،
کیمی آلدی، کیمی صاتدی،
‏ صاتان دنیا! آلان دنیا!‏
♪♪♪

ادامه نوشته